[اسم]

potential

/pəˈtɛnʃəl/
غیرقابل شمارش

1 توانایی (استعداد) ذاتی یا بالقوه

مترادف و متضاد aptitude flair talent
potential to do something
توانایی انجام کاری
  • The coach felt his team had the potential to reach the finals.
    مربی حس کرد که تیمش توانایی رسیدن به مسابقات نهایی را دارد.
potential of something/doing something
توانایی چیزی/انجام کاری
  • Mark has the potential of being completely rehabilitated.
    "مارک" توانایی بهبودی کامل را دارد.

2 پتانسیل

مترادف و متضاد possibilities promise prospects
potential for something
پتانسیل برای چیزی
  • The region has enormous potential for economic development.
    این منطقه پتانسیل زیادی برای توسعه اقتصادی دارد.
potential for doing something
پتانسیل برای انجام کاری
  • The European marketplace offers excellent potential for increasing sales.
    بازار اروپا پتانسیل بسیار خوبی برای افزایش فروش‌ها ارائه می‌دهد.
to have potential
پتانسیل داشتن
  • I think this room has got a lot of potential.
    به نظرم این اتاق پتانسیل فراوانی دارد.
[صفت]

potential

/pəˈtɛnʃəl/
غیرقابل مقایسه

3 بالقوه محتمل

معادل ها در دیکشنری فارسی: بالقوه
مترادف و متضاد latent likely possible
potential problems
مشکلات بالقوه
  • First we need to identify actual and potential problems.
    ابتدا باید مشکلات حقیقی و بالقوه را شناسایی کنیم.
a potential customer/buyer/client
مشتری/خریدار/موکل بالقوه
  • Advertisers want to reach as many potential customers as possible.
    آگهی‌دهنده‌ها می‌خواهند به بیشترین تعداد مشتری برسند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان