Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . لبها را بیرون دادن
2 . جلو آمدن لبها (به علت ناراحتی و ...)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to pout
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
لبها را بیرون دادن
لب و لوچهی خود را آویزان کردن
[اسم]
pout
قابل شمارش
2
جلو آمدن لبها (به علت ناراحتی و ...)
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
poussin
pousse-cafe
pouring oil on the fire is not the way to quench it
pouring
pourboire
pouter
pouter pigeon
pouteria
pouteria campechiana nervosa
poutine
کلمات نزدیک
pouring
pour some brake fluid in this reservoir.
pour out
pour money down the drain
pour in
poverty
poverty eradication
poverty line
poverty trap
poverty-stricken
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان