[فعل]

to prate

/preɪt/
فعل ناگذر
[گذشته: prated] [گذشته: prated] [گذشته کامل: prated]

1 یاوه گویی کردن وراجی کردن

معادل ها در دیکشنری فارسی: ور زدن
مترادف و متضاد chatter
  • 1.she loves to prate about everything, she is a ridiculous person.
    1. او دوست دارد درباره همه چیز یاوه گویی کند، او آدم مسخره ای است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان