Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . بهبود یافتن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to pull round
فعل گذرا و ناگذر
صرف فعل
1
بهبود یافتن
بهتر شدن (پس از بیماری)
تصاویر
کلمات نزدیک
pull over. we're out of gas.
pull over. we have a flat.
pull over. the front tire is flat.
pull over
pull out
pull someone's leg
pull the cover over the car.
pull the handbrake.
pull the plug
pull the strings
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان