put


/pʊt/
/pʊt/

فعل
1
to put [فعل]
1
گذاشتن قرار دادن

گذشته: put   گذشته کامل: put  
مترادف:   lay place put down set
متضاد:   remove take
  • 1. لباس‌هایت را درون کمد بگذار.
  • 2. او کیف را روی میز گذاشت.
  • خانواده‌اش را او را در خانه سالمندان گذاشتند.
  • I was put in charge of the office .
    من به عنوان مسئول دفتر قرار داده شدم.
  • Don't go putting yourself at risk .
    خودت را در معرض خطر قرار نده.

فعل
2
to put [فعل گذرا]
2
نوشتن

گذشته: put   گذشته کامل: put  
مترادف:   jot down write

فعل
3
to put [فعل گذرا]
3
گفتن بیان کردن

گذشته: put   گذشته کامل: put  
مترادف:   say
  • I don't know how to put this , but I have to say we have a problem .
    من نمی‌دانم چطور این موضوع را بگویم، اما باید بگویم که ما مشکل داریم.
  • ساده بیان کنم، ما یا پیشنهاد آنها را می‌پذیریم یا ورشکسته می‌شویم.
  • He was too trusting—or , to put it another way , he had no head for business .
    او خیلی زودباور بود، یا به بیان دیگر شم خوبی در کسب و کار نداشت.
  • The meat was—how shall I put it ? —a little overdone .
    گوشت؛ چطور بیان کنم؟؛ کمی زیادی پخته شده بود.
  • او هرگز سعی نکرده بود احساساتش را با واژه‌ها بیان کند.