Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . غاروغور کردن (شکم)
2 . (صدای) غرش
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to rumble
/ˈrʌmbl/
فعل ناگذر
[گذشته: rumbled]
[گذشته: rumbled]
[گذشته کامل: rumbled]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
غاروغور کردن (شکم)
1.I'm so hungry my stomach's rumbling.
1. آنقدر گرسنه هستم که شکم غاروغور میکند.
[اسم]
rumble
/ˈrʌmbl/
قابل شمارش
2
(صدای) غرش
a rumble of thunder
صدای غرش رعد
تصاویر
کلمات نزدیک
rumba
rum
ruling party
ruling
ruler
rumble of thunder
rumble strip
rumbling
rumblings
rumbustious
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان