[اسم]

size

/sɑɪz/
قابل شمارش

1 اندازه سایز

معادل ها در دیکشنری فارسی: اندازه
مترادف و متضاد bigness extent largeness proportions
  • 1.Do these shoes come in children's sizes?
    1. این کفش‌ها سایز کودک هم دارند؟
  • 2.The size of those trees is amazing.
    2. اندازه آن درختان حیرت‌آور است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان