[صفت]

sordid

/ˈsɔːrdɪd/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: sordider] [حالت عالی: sordidest]

1 کثیف پست، ناپاک

مترادف و متضاد dishonest immoral squalid
  • 1.I didn't want to hear the sordid details of their relationship.
    1. من نمی‌خواستم جزئیات کثیف رابطه آنها را بدانم.

2 رقت‌بار فقیرانه

معادل ها در دیکشنری فارسی: پست
disapproving
the attic windows of their sordid little rooms
پنجره‌های زیرشیروانی اتاق‌های کوچک و رقت‌بار آنها
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان