Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . تا جای ممکن طول دادن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to spin out
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
تا جای ممکن طول دادن
کش دادن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
spin off
spin fishing
spin dryer
spin doughnuts
spin doctor
spin out of control
spin the block
spin the bottle
spin-dry
spin-off
کلمات نزدیک
spin doughnuts
spin doctor
spin
spillage
spill the beans
spin-off
spinach
spinal
spinal column
spinal cord
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان