[اسم]

status

/ˈstætəs/
قابل شمارش

1 جایگاه وضعیت، شأن

معادل ها در دیکشنری فارسی: جاه جایگاه شأن منزلت مقام قرب
  • 1.John Lennon gained iconic status following his death.
    1. "جان لنون" پس از مرگش جایگاهی نمادین پیدا کرد.
  • 2.They want to elevate the status of teachers.
    2. آنها می خواهند شأن معلم ها را بالا ببرند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان