sure


/ʃʊr/
/ʃʊə/

صفت
1
sure [صفت]
1
مطمئن

تفضیلی: surer عالی: surest 
مترادف:   certain definite positive
متضاد:   uncertain unlikely unsure
  • 1. I’m sure he’s still alive.
    1. مطمئنم او هنوز زنده است.
  • I hope you are sure of your facts .
    امیدوارم از حقایقت مطمئن باشی.
  • I'm sure that I left my keys on the table.
    مطمئن نیستم که کلیدهایم را روی میز جا گذاشته باشم.
  • درباره آن مطمئنی؟
  • 1. اگر مطمئن نیستی چطور انجام دهی از من بپرس.
  • 2. مطمئن نیستم آیا باید این را به تو بگویم یا نه.
  • You don't sound very sure.
    خیلی مطمئن به نظر نمی‌رسی.

صفت
2
sure [صفت]
2
مسلم قطعی

تفضیلی: surer عالی: surest 
  • 1. a sure sign
    1. نشانه ای مسلم
  • 2. There's only one sure way to do it.
    2. تنها یک راه قطعی برای انجام آن وجود دارد.

قید
1
sure [قید]
1
حتما قطعا

قید
2
sure [قید]
2
واقعا خیلی

  • 1. ‘Amazing view’ . ‘Sure is. ’
    1. «چه منظره زیبایی.» «واقعا همینطور است.»
  • 2. Boy, it sure is hot.
    2. پسر، هوا خیلی گرم است.

حرف ندا
1
sure [حرف ندا]
1
حتما البته

مترادف:   certainly of course
متضاد:   no
  • 1. " Can I take this pen?" " Sure."
    1. «می‌شود این خودکار را بردارم؟» «حتما.»

حرف ندا
2
sure [حرف ندا]
2
خواهش می‌کنم [در جواب تشکر]

  • 1. ‘Thanks for the ride. ’ ‘Sure . ’
    1. «ممنون بابت سواری [ممنون که من را رساندید].» «خواهش می‌کنم.»
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان