[صفت]

third

/θɜrd/
غیرقابل مقایسه

1 سوم سومین

معادل ها در دیکشنری فارسی: ثالث سوم سومی
  • 1."What's the date today?" "It's the third."
    1. «تاریخ امروز چیست؟ [امروز چندم است؟]» «امروز سوم است.»
  • 2.She came third in the race.
    2. او در مسابقه سوم شد.
the third road on the right
جاده سوم سمت راست
the third time
دفعه سوم
[اسم]

third

/θɜrd/
قابل شمارش

2 به سه بخش یک‌سوم، ثلث

معادل ها در دیکشنری فارسی: یک‌سوم
  • 1.He cut the cake into thirds.
    1. او کیک را به سه بخش (مساوی) برید.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان