[فعل]

to tie

/taɪ/
فعل گذرا
[گذشته: tied] [گذشته کامل: tied]

1 بستن

مترادف و متضاد bind strap tether tie up untie
to tie something
چیزی را بستن
  • 1. I tie my hair back when it's hot.
    1. وقتی که هوا گرم است، موهایم را به عقب می‌بندم.
  • 2. She tied the ribbon tightly.
    2. او روبان را محکم بست.
  • 3. The dog was tied to a tree.
    3. آن سگ به درختی بسته شده بود.

2 گره زدن

مترادف و متضاد do up knot
to tie a string/rope/shoelaces ...
بند/طناب/بند کفش و... بستن
  • 1. She tied the scarf.
    1. او روسری را گره زد.
  • 2. Tie your shoelaces.
    2. بند کفش‌هایت را گره بزن.

3 مساوی شدن (در مسابقه)

مترادف و متضاد draw
to tie with somebody
با کسی مساوی شدن
  • 1. England tied 2–2 with Germany in the first round.
    1. تیم انگلستان با آلمان در راند اول با نتیجه 2-2 مساوی شد.
  • 2. Jenny tied with Sara in the race.
    2. "جنی" و "سارا" در مسابقه مساوی شدند.
[اسم]

tie

/taɪ/
قابل شمارش

4 ارتباط رابطه

مترادف و متضاد bond connection link
to have ties to somebody/something
ارتباط داشتن با کسی/چیزی
  • 1. Police believe he had ties to the mafia.
    1. پلیس معتقد است او با مافیا ارتباط داشته است.
  • 2. The firm has close ties with an American corporation.
    2. شرکت رابطه نزدیکی با موسسات آمریکایی دارد.

5 کراوات

مترادف و متضاد necktie
  • 1. Yesterday I bought a striped silk tie.
    1 . من دیروز یک کروات ابریشمی راه‌راه خریدم.
to wear a tie
کراوات زدن [پوشیدن]
  • I wear a shirt and tie at work.
    من سر کار پیراهن و کراوات می‌پوشم.

6 تساوی

مترادف و متضاد draw
  • 1. Ties are possible in some, but not all, sports and games.
    1 . نتایج تساوی در بعضی از ورزش‌ها و بازی‌ها ممکن هستند ولی نه در همه.
in a tie
با تساوی
  • The game ended in a tie.
    مسابقه با تساوی پایان گرفت.

7 مسابقه (ورزشی) بازی

  • 1. Swindon Town have won themselves a third round tie against Oldham.
    1 . تیم "سویندون تاون" در برابر تیم "اورهام"، برای خود مسابقه راند سوم به دست آوردند.
  • 2. This is the tie between Leeds and Roma.
    2 . این اولین مسابقه بین تیم "لیدز" و "رم" است.

8 تراورس ریل‌بند، تیرچه چوبی یا سیمانی زیر خط آهن

مترادف و متضاد sleeper
  • 1. He walked along the railroad tie.
    1 . او در امتداد تراورس راه‌آهن قدم زد.
توضیح درباره واژه tie
به تکیه‌گاه بتونی، چوبی یا فولادی می‌گویند که ریل‌ها روی آن بسته می‌شود. در گذشته، ریل‌بندهای فولادی بیشترین مورد استفاده را در راه‌آهن داشتند.

9 خط اتحاد (موسیقی)

  • 1. Ties are very common in musical sheets.
    1 . خطوط اتحاد در صفحات موسیقی بسیار رایج هستند.
توضیحات درباره واژه tie
خط اتحاد، خطی کمانی یا منحنی شکلی است که اگر در بالا یا پایین دو نت همنام و هم‌صدا قرار گیرد، آن دو نت را به هم وصل می‌کند و آن‌ها به یک نت تبدیل می‌شوند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان