Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . زمان استراحت (در ورزش)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
time-out
/taɪm-aʊt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
زمان استراحت (در ورزش)
تایم اوت، مهلت
1.The coach asked for a time-out.
1. مربی درخواست زمان استراحت داد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
time-of-flight camera
time-motion study
time-lapse photography
time-honoured
time-honored
time-release
time-saving
time-switch
time-tested
time-worn
کلمات نزدیک
time-consuming task
time-consuming
time zone
time trial
time switch
time-sharing
time-switch
timekeeper
timeless
timeline
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان