[اسم]

university

/ˌjuːnɪˈvɜːrsəti/
قابل شمارش
[جمع: universities]

1 دانشگاه

معادل ها در دیکشنری فارسی: دانشگاه دانشگاهی
مترادف و متضاد academy college faculty institute school
at university
در دانشگاه
  • 1. Both their children are at university.
    1. هر دو بچه آنها در دانشگاه هستند [دانشجو هستند].
  • 2. James is studying chemistry at Bristol University.
    2. "جیمز" در دانشگاه بریستول شیمی می‌خواند.
to go to university
به دانشگاه رفتن
  • Which university did you go to?
    تو به کدام دانشگاه رفتی؟
a university course/degree/lecturer
درس/مدرک/استاد دانشگاه
the University of Cambridge
دانشگاه کمبریج
کاربرد اسم university به معنای دانشگاه
معادل اسم university در فارسی "دانشگاه" است. university به مکانی گفته می‌شود که هدف آن ارائه تحصیلات عالی یا تکمیلی به دانشجویان است. البته برخی (دانشمندان و استادان) صرفاً فقط برای انجام تحقیقات علمی و تدریس به دانشگاه می‌روند. منظور از university، چندین دانشکده است که معمولاً هر کدام ساختمان و حیاط جداگانه‌ای دارد.
جا دارد که در این جا به تفاوت university و college نیز اشاره کنیم. "university" مدارکی چون کاردانی (دوره دو ساله)، کارشناسی (دوره چهار ساله) و دکتری (دوره سه تا پنج ساله) به دانشجویان خود پس از گذراندن موفقیت‌آمیز هر یک از دوره‌ها می‌دهد. ولی اغلب college ها فقط تا سطح کارشناسی مدرک ارائه می‌دهند و معمولاً به‌صورت یک مؤسسه جداگانه (تحت نظر هیچ دانشگاهی) عمل می‌کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان