[صفت]

vulnerable

/ˈvʌlnərəbəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more vulnerable] [حالت عالی: most vulnerable]

1 آسیب‌پذیر ضعیف، حساس، بی‌دفاع

معادل ها در دیکشنری فارسی: آسیب‌پذیر اثرپذیر بی‌پناه
مترادف و متضاد attackable exposed undefended invulnerable resilient well protected
  • 1.A vulnerable target for thieves is a solitary traveler.
    1. هدف آسیب‌پذیر برای دزدها، یک مسافر تنها است.
  • 2.Achilles was vulnerable only in his heel.
    2. آشیل تنها در پاشنه پا آسیب‌پذیر بود.
  • 3.The investigator's nimble mind quickly located the vulnerable spot in the defendant's alibi.
    3. ذهن تیز بازرس سریعا نقطه ضعف پرونده متهم را پیدا کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان