1 . داوطلبانه
[صفت]

freiwillig

/ˈfʀaɪ̯ˌvɪlɪç/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: freiwilliger] [حالت عالی: freiwilligste-]

1 داوطلبانه خودخواسته

  • 1.Manchmal bleibe ich freiwillig länger.
    1. گاهی‌اوقات من داوطلبانه بیشتر (آن‌جا) می‌مانم.
  • 2.Unsere Kinder gehen nie freiwillig ins Bett.
    2. کودکان ما هیچ‌گاه خودخواسته به تختخواب نمی‌روند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان