1 . چسباندن
[فعل]

kleben

/ˈkleːbən/
فعل گذرا
[گذشته: klebte] [گذشته: klebte] [گذشته کامل: geklebt] [فعل کمکی: haben ]

1 چسباندن

  • 1.Die Briefmarke klebt nicht richtig.
    1. تمبر درست نمی‌چسبد.
  • 2.Ich klebe Ihnen ein Pflaster darauf.
    2. من یک چسب زخم برای شما بر رویش می‌چسبانم.
  • 3.Vergiss nicht, eine Briefmarke auf die Karte zu kleben.
    3. فراموش نکن یک تمبر روی کارت بچسبانی.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان