1 . رفاه
[اسم]

die Wohlfahrt

/ˈvoːlˌfaːɐ̯t/
غیرقابل شمارش مونث
[ملکی: Wohlfahrt]

1 رفاه آسایش

  • 1.Das können sie tun, ohne dass sie die öffentliche Wohlfahrt gefährden.
    1. شما می‌توانید بدون آن‌که آسایش همگانی را به‌خطر بیندازید، آن را انجام دهید.
  • 2.Die neue Regierung fördert Wohlfahrt und Entwicklung.
    2. دولت جدید از رفاه و توسعه پشتیبانی می‌کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان