خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مهارت
[اسم]
ability
/əˈbɪləti/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مهارت
توانایی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
استطاعت
توانایی
یارا
قابلیت
قدرت
مترادف و متضاد
capability
capacity
potential
skill
talent
inability
incapacity
ability to do something
توانایی انجام کاری
She had the ability to explain things clearly.
او این توانایی را داشت که چیزها را واضح توضیح دهد.
athletic/homemaking ... ability
مهارت ورزشی/خانهداری و...
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
abila
abigail
abies venusta
abies lowiana
abies lasiocarpa
abiogenesis
abiogenetic
abiogenist
abiotrophy
abjad
کلمات نزدیک
abietic
abies
abiding
abide by
abide
abiogenesis
abject
abjection
abjectly
abjuration
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان