خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کلاهبرداری کردن
[فعل]
to bilk
/bɪlk/
فعل گذرا
[گذشته: bilked]
[گذشته: bilked]
[گذشته کامل: bilked]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
کلاهبرداری کردن
فریب دادن، سر کسی کلاه گذاشتن
مترادف و متضاد
cheat
defraud
1.The lawyer discovered that this firm had bilked several clients out of thousands of dollars.
1. آن وکیل پی برد که این شرکت از چندین مشتری هزاران دلار کلاهبرداری کرده است.
تصاویر
کلمات نزدیک
bilirubin
bilious
bilingual
bilgewater
bilge
bill
bill of fare
bill of lading
bill of rights
billboard
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان