خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . خط مخصوص نابینایان
[اسم]
braille
/breɪl/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
خط مخصوص نابینایان
بریل
1.she taught herself Braille.
1. او به خودش بریل آموخت [او خودش بریل یاد گرفت].
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
brail
braiding
braided rug
braided
braid
braille book
braille slate
brain
brain cell
brain coral
کلمات نزدیک
braiding
braid
brahmin
brahman
bragging
brain
brain drain
brain scan
brain-dead
brainbox
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان