خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . موکول کردن
[فعل]
to carry over
/ˈkæri ˈoʊvər/
فعل گذرا
[گذشته: carried over]
[گذشته: carried over]
[گذشته کامل: carried over]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
موکول کردن
انتقال دادن
1.We were forced to carry over the sale to another date.
1. ما مجبور شدیم حراجی را به تاریخ دیگری موکول کنیم.
2.We'll have to carry this paragraph over to the next page.
2. ما مجبور خواهیم بود این پاراگراف را به صفحه بعد منتقل کنیم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
carry-out
carry-on
carry-forward
carry weight
carry two faces under one hood
carryall
carrycot
carrying charge
carrying cost
carrying into action
کلمات نزدیک
carry out a study
carry out
carry on
carry forward
carry coals to newcastle.
carry the day
carry through
carry-on
carry-on bag
carrycot
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان