خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . در جهت گردش عقربه های ساعت
[قید]
clockwise
/ˈklɑˌkwaɪz/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
در جهت گردش عقربه های ساعت
ساعتگرد
معادل ها در دیکشنری فارسی:
ساعتگرد
1.Turn the handle clockwise.
1. دستگیره را در جهت گردش عقربه های ساعت بچرخان.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
clocksmith
clocks
clockmaker
clocking
clock-watching
clockwise rotation
clockwork
clockwork universe
clod
cloddish
کلمات نزدیک
clock speed
clock radio
clock out
clock on
clock off
clockwork
clod
clodhopper
clog
clogged
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان