خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . خروس
[اسم]
cock
/kɑːk/
قابل شمارش
1
خروس
معادل ها در دیکشنری فارسی:
خروس
مترادف و متضاد
rooster
hen
1.The cock crowed.
1. خروس قوقولی قوقو کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک
cochlea
cochineal
coccyx
coccygeal
cocaine
cock and bull story
cock-a-doodle doo!
cock-a-doodle-doo
cock-eyed
cock-robin
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان