Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . سکاندار (در مسابقات قایقرانی)
2 . کاکس (نام خانوادگی)
3 . سکانداری کردن (در قایقرانی)
[اسم]
cox
/kɑks/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سکاندار (در مسابقات قایقرانی)
هدایتکننده
مترادف و متضاد
coxswain
2
کاکس (نام خانوادگی)
(Cox)
[فعل]
to cox
/kɑks/
فعل گذرا
صرف فعل
3
سکانداری کردن (در قایقرانی)
هدایت کردن قایق، جهت دادن به پاروزنان
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cowtown
cowskin
cowshed
cows' milk
cows
cox's orange pippin
cox-1
cox-2
cox-2 inhibitor
coxa
کلمات نزدیک
cowslip
cowshed
cowrie
cowpox
cowpea
coxa
coxcomb
coy
coyness
coyote
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان