خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بچهننه
[اسم]
crybaby
/kɹˈaɪbeɪbi/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بچهننه
زوداشک، ننر
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بچهننه
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cryaesthesia
cry-baby tree
cry wolf
cry with one eye and laugh with the other
cry stinking fish
crybaby tree
cryesthesia
crying
crying in the club
crying need
کلمات نزدیک
cry wolf
cry over spilled milk
cry out
cry one's heart out
cry
crying
cryogenic
cryogenics
cryolite
crypt
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان