خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . دسر
[اسم]
dessert
/dɪˈzɜrt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دسر
معادل ها در دیکشنری فارسی:
دسر
مترادف و متضاد
last course
sweet course
for dessert
برای دسر
For dessert there's apple pie, cheesecake or fruit.
برای دسر، پای سیب، کیک پنیر یا میوه داریم.
to make a dessert
دسر درست کردن
If you make the main course, I'll make a dessert.
اگر تو غذای اصلی را درست کنی، من دسر را درست خواهم کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
desquamation
desquamate
despotism
despotical
despotic
dessert apple
dessert plate
dessert spoon
dessert wine
dessertspoon
کلمات نزدیک
despotism
despotically
despotic
despot
despondent
dessert spoon
dessertspoon
destabilize
destination
destination wedding
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان