خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مهمانی شام
[اسم]
dinner party
/dɪnər pɑːrti/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مهمانی شام
1.They invited three couples to a dinner party at their house.
1. آنها سه زوج را برای مهمانی شام به خانهشان دعوت کردند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
dinner pail
dinner napkin
dinner jacket
dinner gown
dinner fork
dinner plate
dinner service
dinner set
dinner table
dinner theater
کلمات نزدیک
dinner jacket
dinner
dinky
dink
dining table
dinner table
dinner theater
dinnertime
dinosaur
dint
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان