[صفت]

dinky

/ˈdɪŋki/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: dinkier] [حالت عالی: dinkiest]

1 کوچک جمع‌وجور

approving
a dinky restaurant
یک رستوران کوچک و جمع‌وجور

2 ناچیز کم

  • 1.I can't believe the dinky salaries they pay here.
    1. حقوق‌های ناچیزی که اینجا می‌پردازند را نمی‌توانم باور کنم.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان