خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . دزدیدن
[فعل]
to glom
/ɡlɑːm/
فعل گذرا
[گذشته: glommed]
[گذشته: glommed]
[گذشته کامل: glommed]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
دزدیدن
informal
مترادف و متضاد
steal
1.I thought he was about to glom my wallet.
1. فکر کردم او میخواست کیف پولم را بدزدد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
glogg
glockenspiel
glochidium
glochid
globulin
glomerular
glomerular capsule
glomerular filtration rate
glomerule
glomerulonephritis
کلمات نزدیک
glissando
glioma
glinting
glimmering
euro area
glossal
glucoside
gluten
glyceride
glycerin
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان