خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . خون
2 . (با شاخ یا عاج) زخم کردن
[اسم]
gore
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
خون
خونریزی
[فعل]
to gore
فعل گذرا
صرف فعل
2
(با شاخ یا عاج) زخم کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
gordon setter
gordon howe
gordius
gordita
gordimer
gorge
gorgeous
gorgeously
gorger
gorgerin
کلمات نزدیک
gordon
gopher
gooseneck
goosebumps
gooseberry
gorge
gorgeous
gorgon
gorilla
gormless
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان