خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . بوسیله سیمهای زیر فرمان (اتومبیل و ...) روشن کردن
[فعل]
to hot-wire
/hˈɑːtwˈaɪɚ/
فعل گذرا
[گذشته: hot-wired]
[گذشته: hot-wired]
[گذشته کامل: hot-wired]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
بوسیله سیمهای زیر فرمان (اتومبیل و ...) روشن کردن
بدون کلید روشن کردن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
hot-water tank
hot-water heater
hot-water bottle
hot-water bag
hot-tempered
hot-work
hot-work steel
hotbed
hotbox
hotcake
کلمات نزدیک
hot-water bottle
hot-tempered
hot-headed
hot-blooded
hot-air balloon
hotbed
hotchpotch
hotel
hotel management
hotelier
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان