خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . افسر پلیس
[اسم]
lawman
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
افسر پلیس
کلانتر
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
lawmaking
lawmaker
lawlessness
lawlessly
lawless
lawn
lawn bowling
lawn cart
lawn chair
lawn furniture
کلمات نزدیک
lawmaking
lawmaker
lawlessness
lawless
lawfully
lawn
lawn tennis
lawnmower
lawrence
lawson
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان