خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . نکات دقیق و ظریف
[اسم]
nuance
/ˈnuːɑːns/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
نکات دقیق و ظریف
تفاوتهای جزئی
مترادف و متضاد
slight variation
1.He watched her face intently to catch every nuance of expression.
1. او به چهرهاش با دقت نگاه کرد تا هر نکته دقیق و جزئی در چهرهاش را ببیند.
2.You need to be able to convey the subtle nuances of meaning of each word.
2. شما باید بتوانید تفاوتهای جزئی و دقیق معنایی هر واژه را منتقل کنید.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
nu-disco
nu metal
nu jazz
nu
nth
nuanced
nub
nubbin
nubbiness
nubble
کلمات نزدیک
npc
nozzle
noxious
nowruz
nowhere near
nubile
nuclear
nuclear energy
nuclear family
nuclear fission
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان