Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . در لیست انتظار بلیت هواپیما، قطار و...
2 . در حالت آمادهباش
[عبارت]
on standby
/ɑn ˈstændˈbaɪ/
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
در لیست انتظار بلیت هواپیما، قطار و...
1.He was put on standby for the flight to New York.
1. او در لیست انتظار پرواز به نیویورک قرار داده شد.
2
در حالت آمادهباش
1.The emergency services were put on standby after a bomb warning.
1. خدمات اورژانس بعد از اخطار بمبگذاری در حالت آمادهباش قرار گرفتند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
on spec
on side
on shuffle
on shaky ground
on second thoughts
on tap
on tenterhooks
on terms
on the air
on the assumption that
کلمات نزدیک
on show
on short notice
on second thought
on sale
on reflection
be on strike
on telephone
on tenterhooks
on the air
on the alert
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان