خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . دوام
[اسم]
permanence
/ˈpɜːrmənəns/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
دوام
ثبات، تداوم
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بقا
دوام
1.Poor results will threaten the permanence of the new teaching system.
1. نتایج ضعیف دوام نظام آموزشی جدید را تهدید خواهد کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
permalloy
permafrost
perm
perlis
perleche
permanency
permanent
permanent magnet
permanent marker
permanent press
کلمات نزدیک
perm
perky
perkins
perk up one's ear
perk up
permanent
permanently
permanganate
permeability
permeable
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان