خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . چرخدنده جناحی
2 . بال (کالبدشناسی حیوانات)
3 . دستهای کسی را محکم بستن
[اسم]
pinion
/pˈɪniən/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
چرخدنده جناحی
چرخدنده کوچکتر
2
بال (کالبدشناسی حیوانات)
[فعل]
to pinion
/pˈɪniən/
فعل گذرا و ناگذر
صرف فعل
3
دستهای کسی را محکم بستن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
pining
pinicola enucleator
pinicola
pinhole camera
pinhole
pinion and crown wheel
pinion and ring gear
pinioned
pinite
pink
کلمات نزدیک
ping-pong
ping
pineapple
pine nut
pine marten
pink
pink slip
pinkie
pinko
pinky
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان