خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . لبها را بیرون دادن
2 . جلو آمدن لبها (به علت ناراحتی و ...)
[فعل]
to pout
فعل گذرا و ناگذر
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
لبها را بیرون دادن
لب و لوچهی خود را آویزان کردن
[اسم]
pout
قابل شمارش
2
جلو آمدن لبها (به علت ناراحتی و ...)
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
poussin
pousse-cafe
pouring oil on the fire is not the way to quench it
pouring
pourboire
pouter
pouter pigeon
pouteria
pouteria campechiana nervosa
poutine
کلمات نزدیک
pouring
pour some brake fluid in this reservoir.
pour out
pour money down the drain
pour in
poverty
poverty eradication
poverty line
poverty trap
poverty-stricken
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان