خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . آستانه (درب)
[اسم]
threshold
/ˈθreʃhoʊld/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
آستانه (درب)
درگاه
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آستان
آستانه
درگاه
1.She stood hesitating on the threshold.
1. او معطل در آستانه درب ایستاد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
threshing floor
threshing
thresh about
thresh
threonine
threshold element
threshold function
threshold gate
threshold level
threshold operation
کلمات نزدیک
threshing machine
thresh
threnody
threefold
three-way junction
thrift
thrift shop
thrift store
thrifty
thrill
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان