خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . باجه بلیط (فروشی)
[اسم]
ticket office
/ˈtɪkət ˈɔfəs/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
باجه بلیط (فروشی)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
دفتر فروش بلیت
1.A passenger is talking to someone at the ticket office.
1. مسافری دارد با کسی در باجه بلیط فروشی صحبت می کند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
ticket machine
ticket line
ticket holder
ticket checker
ticket booth
ticket stub
ticket taker
ticket tout
ticket window
ticket-of-leave
کلمات نزدیک
ticket counter
ticket collector
ticket
ticked off
tick-tack-toe
ticket tout
tickle
tickle someone pink
tickled pink
ticklish
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان