خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . سهبرابر
2 . سه برابر شدن
[اسم]
triple
/ˈtrɪpl/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سهبرابر
سهگانه
1.triple of terrors for the wintertime driver: snow, ice and sleet
1. هراسهای سهگانه راننده در زمستان: برف، یخ و بوران
[فعل]
to triple
/ˈtrɪpl/
فعل ناگذر
[گذشته: tripled]
[گذشته: tripled]
[گذشته کامل: tripled]
صرف فعل
2
سه برابر شدن
1.The town's population has tripled in size.
1. جمعیت شهر سه برابر شده است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
triplane
tripinnatifid
tripinnated
tripinnate
triphosphoric acid
triple cream
triple creme
triple crown
triple frontier
triple jump
کلمات نزدیک
tripe
tripartite
trip up
trip over
trip
triple jump
triplet
triplex
triplicate
tripod
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان