خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . جایزه (مدال یا کاپ طلا یا نقره)
[اسم]
trophy
/ˈtroʊ.fi/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
جایزه (مدال یا کاپ طلا یا نقره)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
جام قهرمانی
جایزه
1.The governor will be presenting the trophies.
1. فرماندار، جوایز را اهدا خواهد کرد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
trophozoite
trophotropism
trophotropic
trophoblastic cancer
trophoblastic
trophy case
trophy wife
tropic
tropic bird
tropic of cancer
کلمات نزدیک
troopship
troops
trooper
troop carrier
troop
trophy wife
tropic
tropic of cancer
tropic of capricorn
tropical
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان