خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . مد
[اسم]
vogue
/voʊɡ/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مد
مدل رایج، متداول
معادل ها در دیکشنری فارسی:
مد
مترادف و متضاد
fashion
1.Black is in vogue again.
1. مشکی دوباره مد شده است.
2.Sixties music has come back into vogue.
2. موسیقی دهه شصت دوباره مد شده است.
3.the vogue for child-centered education
3. مدل رایج برای آموزش کودک-محور
تصاویر
کلمات نزدیک
vodka
vociferously
vociferous
vocational school
vocational
voice
voice actor
voice box
voice command
voice doubts
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان