[اسم]

voice

/vɔɪs/
قابل شمارش

1 صدا

معادل ها در دیکشنری فارسی: آواز ندا صدا آوا آوازه
مترادف و متضاد power of speech
  • 1.She has a very loud voice.
    1. او صدای خیلی بلندی دارد.
  • 2.Speak up! I can't hear your voice.
    2. بلند حرف بزن! نمی توانم صدایت را بشنوم.

2 وجه (فعل) حالت، صیغه

the passive voice
حالت مجهول
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان