1 . مهربان
[صفت]

affectionate

/əˈfekʃənət/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more affectionate] [حالت عالی: most affectionate]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 مهربان پرمهرومحبت

مترادف و متضاد loving
  • 1.He is very affectionate towards his children.
    1. او نسبت به کودکانش بسیار مهربان است.
an affectionate kiss
یک بوسه پرمهرومحبت
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان