1 . الکل 2 . نوشیدنی الکلی
[اسم]

alcohol

/ˈæl.kəˌhɔːl/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 الکل

معادل ها در دیکشنری فارسی: الکل
  • 1.Most wines contain between 10% and 15% alcohol.
    1. بیشتر شراب‌ها حاوی (چیزی بین) 10% تا 15% الکل هستند.
an alcohol-free beer
آبجوی بدون الکل

2 نوشیدنی الکلی

معادل ها در دیکشنری فارسی: آب‌شنگولی مشروب مسکر
culturally sensitive
مترادف و متضاد alcoholic drink booze liquor
  • 1.He never drinks alcohol.
    1. او هیچوقت نوشیدنی الکلی نمی‌نوشد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان