1 . تابع
[صفت]

amenable

/əˈmɛnəbəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more amenable] [حالت عالی: most amenable]
مشاهده در دیکشنری تصویری

1 تابع فرمانبردار، پذیرا، پاسخگو

مترادف و متضاد agreeable cooperative willing uncooperative
  • 1.parents who have amenable children.
    1. والدینی که فرزندانی تابع دارند.
  • 2.The young writer is amenable to suggestions.
    2. آن نویسنده جوان پذیرای پیشنهادات است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان