1 . در کله کسی فرو کردن
[جمله]

beat something into one's head

/bit ˈsʌmθɪŋ ˈɪntu wʌnz hɛd/

1 در کله کسی فرو کردن کسی را حالی کردن

مترادف و متضاد drill
  • 1.How often must I beat it into your head that dragons are dangerous?
    1. چند بار باید در کله تو فرو کنم که اژدهاها موجودات خطرناکی هستند؟
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان