beat


/biːt/
/biːt/

فعل
1
to beat [فعل]
1
(پی درپی) زدن کوبیدن

گذشته: beat   گذشته کامل: beaten  
مترادف:   hit strike

فعل
2
to beat [فعل گذرا و ناگذر]
2
شکست دادن

گذشته: beat   گذشته کامل: beaten  
مترادف:   conquer defeat vanquish win against
متضاد:   lose
  • او من را در شطرنج شکست داد.
  • The government's main aim is to beat inflation.
    هدف اصلی دولت شکستن تورم است.
  • در بازی شطرنج او را شکست دادم.

فعل
3
to beat [فعل گذرا و ناگذر]
3
بهتر بودن (از)

گذشته: beat   گذشته کامل: beaten  
Informal
  • I take the train, it beats driving for seven hours .
    من با قطار می روم، آن بهتر از هفت ساعت رانندگی کردن است.

فعل
4
to beat [فعل گذرا و ناگذر]
4
تپیدن

گذشته: beat   گذشته کامل: beaten  
مترادف:   palpitate pulsate pulse pump throb

فعل
5
to beat [فعل گذرا و ناگذر]
5
هم زدن مخلوط کردن

گذشته: beat   گذشته کامل: beat  
مترادف:   mix stir
  • تخم مرغ‌ها و شکر را (با هم) هم بزن.
  • Beat the eggs up.
    خوب تخم مرغ‌ها را هم بزنید.

اسم
1
beat [اسم]
1
ضرب ریتم، ضرباهنگ

اسم
2
beat [قابل شمارش] [اسم]
2
ضربان

اسم
3
beat [قابل شمارش] [اسم]
3
پست

  • افسران پلیس بیشتری سر پُست ممکن است کمک کند جرم و جنایت کمتر شود.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان